Research Contextدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
خاقانی · دیوان اشعار

غزل شمارهٔ ۲۸۴

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
ای باد بوی یوسف دلها به ما رسان
۲
یک نوبر از نهال دل ما به ما رسان
۳
از زلف او چو بر سر زلفش گذر کنی
۴
پنهان بدزد موئی و پیدا به ما رسان
۵
با خویشتن ببر دل ما کز سگان اوست
۶
امشب به داغ او کن و فردا به ما رسان
۷
گر آفتاب زردی از آن سو گذشته‌ای
۸
پیغام آن ستارهٔ رعنا به ما رسان
۹
ای نازنین کبوتر از اینجاست برج تو
۱۰
گر هیچ نامه آری از آنجا به ما رسان
۱۱
ای هدهد سحر گهی از دوست نامه‌ای
۱۲
بستان ببند بر سر و عمدا به ما رسان
۱۳
با دوست خلوه کن دو بدو و آنچه گفته‌ایم
۱۴
یک یک بگوی و پاسخ آن را به ما رسان
۱۵
ما را مراد ازین همه یا رب وصال اوست
۱۶
یارب مراد یارب ما را به ما رسان
۱۷
خاقانی‌ایم سوختهٔ عشق وامقی
۱۸
عذرا نسیمی از بر عذرا به ما رسان

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.