Research Contextدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
خاقانی · دیوان اشعار

غزل شمارهٔ ۲۹۷

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
گرچه جانی از نظر پنهان مشو
۲
رحم کن در خون جان ای جان مشو
۳
پردهٔ رازم دریدی آشکار
۴
وعده‌های کژ مده پنهان مشو
۵
گر به جان فرمان دهی فرمان برم
۶
آمدی ناخوانده بی‌فرمان مشو
۷
از بن دندان به دندان مزد تو
۸
جان دهم جای دگر مهمان مشو
۹
گر بپیچم در کمند زلف تو
۱۰
چون کمند از شرم، رخ پیچان مشو
۱۱
خون خوری ترکانه کاین از دوستی است
۱۲
خون مخور، ترکی مکن، تازان مشو
۱۳
کشتیم پس خویشتن نادان کنی
۱۴
این همه دانا مکش، نادان مشو
۱۵
چون غلام توست خاقانی تو نیز
۱۶
جز غلام خسرو ایران مشو

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.