غزل شمارهٔ ۳۱۲
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
ای دل به جفات جان نهاده
۲
جان پیشکشت جهان نهاده
۳
شهری همه ز آهنین دل تو
۴
قفلی زده بر دهان نهاده
۵
بر طرف لب تو جان عیسی
۶
از نیل و بقم دکان نهاده
۷
از کوی سوار چون برآئی
۸
شبپوش بر ابروان نهاده
۹
ترکان کمین غمزهٔ تو
۱۰
یاسج همه بر کمان نهاده
۱۱
تو عاشق صید و تیغ بر کف
۱۲
عشاق تو دل بر آن نهاده
۱۳
من پیش تو بر زمین نهم سر
۱۴
کای پای بر آسمان نهاده
۱۵
اسب از در من مران و مگذر
۱۶
هان نعل بهات جان نهاده
۱۷
خاقانی را در آتش عشق
۱۸
نعل هوس از نهان نهاده