Research Contextدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
خاقانی · دیوان اشعار

غزل شمارهٔ ۳۲۲

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
ای دل ای دل هلاک تن کردی
۲
بس کن ای دل که کار من کردی
۳
سر من زان جهان همی آید
۴
که ره جان به پای تن کردی
۵
از سگان کی به زهرهٔ شیر
۶
که شکار آهوی ختن کردی
۷
شب مهتاب چون به سر بازی
۸
قصد خورشید غمزه زن کردی
۹
در شبستان آفتاب شدی
۱۰
آه من آسمان شکن کردی
۱۱
گر سلیمان نه‌ای به دیودلی
۱۲
در پری خانه چون وطن کردی
۱۳
لاجرم بهر یک شبه طربت
۱۴
برگ صد سالم از حزن کردی
۱۵
توئی آن مرغ کآتش آوردی
۱۶
خود به خود قصد سوختن کردی
۱۷
تیشه در بیشهٔ بلا بردی
۱۸
هر سر شاخ بابزن کردی
۱۹
دانهٔ دست پایدام تو گشت
۲۰
از که نالی که خویشتن کردی
۲۱
ای چو زنبور کلبهٔ قصاب
۲۲
که سر اندر سر دهن کردی
۲۳
سخن اندر زر است خاقانی
۲۴
تو همه تکیه بر سخن کردی

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.