Research Contextدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
خاقانی · دیوان اشعار

غزل شمارهٔ ۳۲۸

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
کردی نخست با ما عهدی چنان که دانی
۲
ماند بدان که بر سر آن عهد خود نمانی
۳
راندی به گوش اول صد فصل دل‌فریبم
۴
و امروز در دو چشمم جز جوی خون نرانی
۵
آن لابه‌های گرمت ز اول بسوخت جانم
۶
زیرا که همچو آتش، یک‌سر همه زبانی
۷
از تو وفا نخیزد، دانی که نیک دانم
۸
وز من جفا نیاید، دانم که نیک دانی
۹
از خون من فرستی هردم نوالهٔ هجر
۱۰
یک ره به خوان وصلم ناکرده میهمانی
۱۱
هستم بر آنکه خود را بی‌تو ز خود برآرم
۱۲
هرچند می‌سگالم تو نیز هم برآنی
۱۳
خاقانی این جفاها از تو عجب ندارد
۱۴
کاخر نه در جهانی، پروردهٔ جهانی

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.