غزل شمارهٔ ۳۳۸
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
چه کردهام که مرا پایمال غم کردی
۲
چه اوفتاده که دست جفا برآوردی
۳
به نوک خار جفا خستیم نیازردم
۴
چو برگ گل سخنی گفتمت بیازردی
۵
مرا به نوک مژه غمزهٔ تو دعوت کرد
۶
بخورد خونم و گفتا برو نه در خوردی
۷
به حق غمزهٔ شوخ تو در رسم لیکن
۸
زمردی است مرا صبر نه ز نامردی
۹
به ره چو پیش تو باز آیم و سلام کنم
۱۰
به سرد پاسخ گوئی علیک و برگردی
۱۱
بسوختی تر و خشک مرا به پاسخ سرد
۱۲
که دید هرگز سوزندهای به این سردی
۱۳
مرا نگوئی کاخر به جای خاقانی
۱۴
دگر چه خواهی کردن که کردنی کردی