Research Contextدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
خاقانی · دیوان اشعار

غزل شمارهٔ ۳۴۸

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
دیدی که هیچگونه مراعات من نکردی
۲
در کار من قدم ننهادی به پای‌مردی
۳
زنگار غم فشاندی بر جانم و ندیدی
۴
کز چرخ لاجوردی دل هست لاجوردی
۵
روز سیاه کردی روزی ز روی حرمت
۶
در روی تو نگفتم آخر که تو چه کردی
۷
تا خون من چو آب نخوردی به نوک غمزه
۸
در جستجوی کشتن من آب وانخوردی
۹
گفتی که در نوردم یک‌باره فرش صحبت
۱۰
فرش نگستریده ندانم که چون نوردی
۱۱
پنداشتم که هستی درمان سینهٔ من
۱۲
پندار من غلط شد درمان نه‌ای، که دردی
۱۳
خاقانی آن توست مکن غارت دل او
۱۴
کز خانه صید کردن دانی که نیست مردی

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.