Research Contextدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
خاقانی · دیوان اشعار

غزل شمارهٔ ۳۷۰

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
دشوار عشق بر دلم آسان نمی‌کنی
۲
درد مرا به بوسی درمان نمی‌کنی
۳
بسیار گفتمت که زیان دلم مخواه
۴
گفتن چه سود با تو که فرمان نمی‌کنی
۵
هجر توام ز خون جگر طعمه می‌دهد
۶
گر تو به خوان وصلش مهمان نمی‌کنی
۷
با تو حدیث بوسه همان به که کم کنم
۸
کالا حدیث زر فراوان نمی‌کنی
۹
جان می‌دهم به جای زر این نادره که تو
۱۰
از زر حدیث می‌کنی از جان نمی‌کنی
۱۱
یک چشم زد نباشد کز بهر چشم زخم
۱۲
قرب هزار جان که تو قربان نمی‌کنی
۱۳
چون زور آزما شده دست جنون تو
۱۴
خاقانیا تو فکر گریبان نمی‌کنی

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.