غزل شمارهٔ ۳۹۵
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
یارب لیل مظلم قد قلت یارب ارحم
۲
حتی تجلی الصبح لی فیالساترین المعلم
۳
جام صبوحی ده قوی چون صبح بنمود از نوی
۴
بوئی چو باد عیسوی رنگ چو اشک مریمی
۵
هات من الدن دما فاشرب هنیا فیالملا
۶
فالنفس من قبل الصبی ربت جنانا بالدم
۷
خون خوردهای نه مه پسر خون رزان می خور دگر
۸
کاین آدمی را آبخور خون است مسکین آدمی