زمینه پژوهشدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
متن اصلی فارسی · بدون ترجمهٔ خودکاربازگشت به اثرآثار این شاعربررسی معنای ادبی ↓
خاقانی · دیوان اشعار

شمارهٔ ۴۵ - در ستایش عز الدوله

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
دست درافشان چو زی تیغ درفشان آورد
۲
نسر گردون را به خوان تیغ مهمان آورد
۳
گرز او در قلعهٔ البرز زلزال افکند
۴
چتر او در قبهٔ افلاک نقصان آورد
۵
گر نبات از دست راد او نما یابد همی
۶
ز آب حیوان مایه در ترکیب حیوان آورد
۷
نیزهٔ چون مارش از بر چرخ ساید نیش او
۸
ماهی گردون به دندان مزد دندان آورد
۹
هم به تیر و هم به تدبیر ار بخواهد هر زمان
۱۰
بر سر خوان، بچهٔ سیمرغ بریان آورد
۱۱
هشت خلد مجلسش را نه فلک ده یازده
۱۲
پنج وقت ار چار بنیاد خراسان آورد
۱۳
بس نپاید تا کمینه چاکر از درگاه او
۱۴
تاجش از بغداد و سر بهر صفاهان آورد
۱۵
همچنان باشد که تاجی بر سر سلطان نهد
۱۶
هر که زی او خلعتی از تخت سلطان آورد
۱۷
خود بهین سلطانی او دارد که سلطان قدر
۱۸
هر زمان پیشش سر اندر خط فرمان آورد
۱۹
تا چه افزاید سلیمان را که بادی از هوا
۲۰
پر مرغی را به تحفه زی سلیمان آورد
۲۱
باد را زو رخصه بادا تا ز خاک درگهش
۲۲
توتیای چشم خاقانی به شروان آورد

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.

از این شعر به پژوهش بروید

موضوع خود را وارد کنید؛ شاعر و اثرِ این شعر در محدوده باقی می‌مانند.