زمینه پژوهشدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
متن اصلی فارسی · بدون ترجمهٔ خودکاربازگشت به اثرآثار این شاعربررسی معنای ادبی ↓
خاقانی · دیوان اشعار

شمارهٔ ۷۱ - مطلع دوم

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
دوش چون خورشید را مصروع خاور ساختند
۲
ماه نورا چون حمایل چفته پیکر ساختند
۳
قرص خور مصروع از آن شد کز حمایل باز ماند
۴
کن حمایل هم برای قرصهٔ خور ساختند
۵
گوشهٔ جام شکسته سوی خاور شد پدید
۶
یک جهان نظاره کن کن جام از چه گوهر ساختند
۷
محتسب گودی به ماه روزه جام می شکست
۸
کن شکسته جام را رسوای خاور ساختند
۹
یا شبانگه فصد کردند اختران تب زده
۱۰
کآسمان طشت و شفق خون، ماه نشتر ساختند
۱۱
چرخ جادو پیشه چون زرین قواه کرد گم
۱۲
دامن کحلیش را چینی مقور ساختند
۱۳
در زیان چرخ را گودئی که سهو افتاده بود
۱۴
کن زه سیمین بر آن دامن نه در خور ساختند
۱۵
ماه نو چون حلقهٔ ابریشم و شب موی چنگ
۱۶
موی و ابریشم بهمچون عود و شکر ساختند
۱۷
مهر چون در خوشه یک مه ساخت خرمن روشنان
۱۸
ماه را صاع زر شاه مظفر ساختند
۱۹
نیمهٔ قندیل عیسی بود یا محراب روح
۲۰
تا مثال طوق اسب شاه صفدر ساختند
۲۱
دوش چون من ماه نو دیدم به روی تخت شاه
۲۲
از ریاض خاطرم این قطعه نوبر ساختند

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.

از این شعر به پژوهش بروید

موضوع خود را وارد کنید؛ شاعر و اثرِ این شعر در محدوده باقی می‌مانند.