زمینه پژوهشدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
متن اصلی فارسی · بدون ترجمهٔ خودکاربازگشت به اثرآثار این شاعربررسی معنای ادبی ↓
خاقانی · دیوان اشعار

شمارهٔ ۷۳ - قصیده

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
سرورانی که مرا تاج سرند
۲
از سر قدر همه تاجورند
۳
به لقا و به لقب عالم را
۴
عز اسلام و ضیاء بصرند
۵
آدمی نفس و ملایک نفس‌اند
۶
پادشا سار و پیمبر سیرند
۷
برتر از نقطهٔ خاک‌اند به ذات
۸
نه به پرگار نه افلاک درند
۹
به همم صاحب صدر فلک‌اند
۱۰
به قلم نائب حکم قدرند
۱۱
به نی عسکری ملک طراز
۱۲
عسکر آرای ملوک بشرند
۱۳
تا دوات همه پر نیشکر است
۱۴
همه شیران گرو نیشکرند
۱۵
تب برد شیر و پناهد سوی نی
۱۶
تا به نی بو که تب او ببرند
۱۷
سفرهٔ مائده پرداز همه است
۱۸
تا همه سفره نشین سفرند
۱۹
خوانشان خوانچهٔ خورشید سزد
۲۰
که به همت همه عیسی هنرند
۲۱
که گهی خوردی ترکان طلبند
۲۲
که همه در رخ ترکان نگرند
۲۳
همه ترکان فلک را پس از این
۲۴
خلق تتماجی ایشان شمرند
۲۵
خورد ترکانه عجب می‌سازند
۲۶
هندویی دو که مرا طبخ گرند
۲۷
گرچه محور سپرد قرصهٔ خور
۲۸
قرص خوربین که به محور سپرند
۲۹
هندوانند سپر ساز از سیم
۳۰
لیک دارندهٔ تیر خزرند
۳۱
به سر تیغ به صد پاره کنند
۳۲
چون به تیرش به سر بار برند
۳۳
هندوان بینی در مطبخ من
۳۴
که چو دیلم همه سیمین سپرند
۳۵
خورشی کرده به تیر است و به تیغ
۳۶
تا بزرگان به سر نیزه خورند
۳۷
این چنین ماحضری ساخته شد
۳۸
که دو عالم ببرش مختصرند

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.

از این شعر به پژوهش بروید

موضوع خود را وارد کنید؛ شاعر و اثرِ این شعر در محدوده باقی می‌مانند.