زمینه پژوهشدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
متن اصلی فارسی · بدون ترجمهٔ خودکاربازگشت به اثرآثار این شاعربررسی معنای ادبی ↓
خاقانی · دیوان اشعار

شمارهٔ ۷۶ - در شکایت از زندان

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
غصه بر هر دلی که کار کند
۲
آب چشم آتشین نثار کند
۳
هر که در طالعش قران افتاد
۴
سایهٔ او از او کنار کند
۵
روزگارم وفا کند هیهات
۶
روزگار این به روزگار کند
۷
این فلک کعبتین بی‌نقش است
۸
همه بر دست خون قمار کند
۹
پنج و یک برگرفت باز فلک
۱۰
که دوشش را دو یک شمار کند
۱۱
چون به نیکیم شرمسار نکرد
۱۲
به بدی چند شرمسار کند
۱۳
مرغیم گنگ و مور گرسنه‌ام
۱۴
کس چو من مرغ در حصار کند
۱۵
بانگ مرغی چه لشگر انگیزد
۱۶
صف موری چه کار زار کند
۱۷
شور و غوغا شعار زنبور است
۱۸
شور و غوغا که اختیار کند
۱۹
بر دو پایم فلک ز آهن‌ها
۲۰
حلقه‌ها چون دهان مار کند
۲۱
این دهن‌های تنگ بی دندان
۲۲
بر دو ساق من آن شعار کند
۲۳
که به دندان بی‌دهان همه سال
۲۴
اره با ساق میوه‌دارکند
۲۵
سگ دیوانه شد مگر آهن
۲۶
که همه ساق من فکار کند
۲۷
آه خاقانی از فلک زآنسو
۲۸
رفت چندان که چشم کار کند
۲۹
هر چه پنهان پردهٔ فلک است
۳۰
آه خاقانی آشکار کند
۳۱
کار او زین و آن نگردد نیک
۳۲
کارها نیک کردگار کند
۳۳
گر چه خصمان ز ریگ بیشترند
۳۴
همه را مرگ، خاکسار کند

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.

از این شعر به پژوهش بروید

موضوع خود را وارد کنید؛ شاعر و اثرِ این شعر در محدوده باقی می‌مانند.