زمینه پژوهشدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
متن اصلی فارسی · بدون ترجمهٔ خودکاربازگشت به اثرآثار این شاعربررسی معنای ادبی ↓
خاقانی · دیوان اشعار

شمارهٔ ۷۸ - ایضا در مرثیهٔ خانوادهٔ خود

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
راز دلم جور روزگار برافکند
۲
پردهٔ صبرم فراق یار برافکند
۳
این همه زنگار غم بر آینهٔ دل
۴
فرقت آن یار غم‌گسار برافکند
۵
خانهٔ بام آسمان که سینهٔ من بود
۶
قفل غمش هجر یار غار برافکند
۷
زلزلهٔ غم فتاد در دل ویران
۸
سوی مژه گنج شاهوار برافکند
۹
گنج عزیز است عمر آه که گردون
۱۰
نقب به گنج عزیز خوار برافکند
۱۱
من همه در خون و خاک غلطم و از اشک
۱۲
خون دلم خاک را نگار برافکند
۱۳
غصه همه قسم من فتاد که ناگاه
۱۴
قرعهٔ غم دست روزگار برافکند
۱۵
دل به سر بیل غم درخت طرب را
۱۶
بیخ و بن از باغ اختیار برافکند
۱۷
سوزن امید من به دست قضا بود
۱۸
بخیه از آنم به روی کار برافکند
۱۹
رشتهٔ جان صد گرده چو رشتهٔ تب داشت
۲۰
غم به دل یک گره هزار برافکند
۲۱
جامهٔ جان هم به دست گازر غم ماند
۲۲
داغ سیاهش هزار بار برافکند
۲۳
در پس زانو چو سگ نشینم کایام
۲۴
بر دل سگ‌جان مرا غبار برافکند
۲۵
نعره زنان چون نمک بر آتشم ایرا
۲۶
غم نمکم بر دل فگار برافکند
۲۷
از دم سردم صدا به کوه درافتاد
۲۸
لرزهٔ دریا به کوهسار برافکند
۲۹
شورش دریای اشک من به زمین رفت
۳۰
بر تن ماهی شکنج مار برافکند
۳۱
چرخ که دود دلم پلنگ تنش کرد
۳۲
خواب به بختم پلنگ‌وار برافکند
۳۳
بستهٔ خواب است بخت و خواب مرا غم
۳۴
بست و به دریای انتظار برافکند
۳۵
چرخ نهان کش که پرده ساز خیال است
۳۶
پردهٔ خاقانی آشکار برافکند

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.

از این شعر به پژوهش بروید

موضوع خود را وارد کنید؛ شاعر و اثرِ این شعر در محدوده باقی می‌مانند.