زمینه پژوهشدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
متن اصلی فارسی · بدون ترجمهٔ خودکاربازگشت به اثرآثار این شاعربررسی معنای ادبی ↓
خاقانی · دیوان اشعار

شمارهٔ ۱۰۰ - در ستایش ملک ارسلان مظفر

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
چون آه عاشقان شد صبح آتش معنبر
۲
سیماب آتشین زد در بادبان اخضر
۳
آن خایه‌های زرین از سقف نیم خایه
۴
سیماب شد چو برزد سیماب آتشین سر
۵
مرغ از چه زد شناعت بر صبح راست خانه
۶
کو در عمود سیمین دارد ترازوی زر
۷
کوس از چه روی دارد آواز گنج باری
۸
کز نور صبح بینم گنج روان مشهر
۹
این گنج صرف دارد و آواز در میان نه
۱۰
و آن همچو صفر خالی و آوازهٔ مزور
۱۱
مه در هوای بابل چون یک قواره توزی
۱۲
خیاط بهر سحرش برداشته مدور
۱۳
یارب ز دست گردون چه سحرها برآمد
۱۴
گر نه از آن قواره نیمی کنند کمتر
۱۵
چرخ سیاه کاسه خوان ساخت شبروان را
۱۶
نان سپید او مه، نان ریزهاش اختر
۱۷
چون پخت نان زرین اندر تنور مشرق
۱۸
افتاد قرص سیمین اندر دهان خاور
۱۹
کوس شکم تهی را بود آرزوی آن نان
۲۰
یا قوم اطعمونی آوازش آمد از بر
۲۱
مانا که هست گردون دروازه بان در بند
۲۲
اجری است آن دو نانش ز انعام شاه کشور
۲۳
درگاه سیف دین را نقد است خوان رضوان
۲۴
ادریس ریزه خوارش و ارواح میده آور

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.

از این شعر به پژوهش بروید

موضوع خود را وارد کنید؛ شاعر و اثرِ این شعر در محدوده باقی می‌مانند.