زمینه پژوهشدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
متن اصلی فارسی · بدون ترجمهٔ خودکاربازگشت به اثرآثار این شاعربررسی معنای ادبی ↓
خاقانی · دیوان اشعار

شمارهٔ ۱۰۴ - مطلع پنجم

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
ای عندلیب جان‌ها طاووس بسته زیور
۲
بگشای غنچهٔ لب بسرای غنهٔ تر
۳
ای غنچهٔ دهانت از چشم سوزنی کم
۴
سوزن شکاف غمزه‌ت سوسن نمای عبهر
۵
ای سوخته رخ تو در زار گریه آتش
۶
بیمار دو لب تو در زهر خنده شکر
۷
نوشین مفرح آن لب جو سنگ خال مشکین
۸
مشکین جو تو دیدم با جو شدم برابر
۹
تو می‌خوری به مجلس بر خاک جرعه ریزی
۱۰
من خاک خاک باشم کز جرعه یابم افسر
۱۱
پیشت چو جرعه بوسم خاک و چو جرعه بینم
۱۲
برچینمش به مژگان سازم سرشک احمر
۱۳
گر باده می‌نگیرم بر من مگیر جانا
۱۴
من خون خورم نه باده، من غم کشم نه ساغر
۱۵
ز آن آب آذر آسا ز آن سان همی هراسم
۱۶
کز آب، سگ گزیده، شیر سیه ز آذر
۱۷
خاقانی آمد از جان چون حلقه بر در تو
۱۸
بی‌پا و سر چو حلقه حلقه به گوش چون در
۱۹
تو شاه نیکوانی تاج تو زلف مشکین
۲۰
مانا که چتر سلطان سایه‌ت فکنده بر سر
۲۱
هست اعشی عرب را از من سرشک خجلت
۲۲
چون سیف ذوالیزن را از سیف دین مظفر
۲۳
از چار و هفت گیتی سلطان خلاصه آمد
۲۴
مختار چار ملت سردار هفت کشور
۲۵
افسر خدای خسرو کشور گشای رستم
۲۶
ملکت طراز عادل ملت فروز داور

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.

از این شعر به پژوهش بروید

موضوع خود را وارد کنید؛ شاعر و اثرِ این شعر در محدوده باقی می‌مانند.