زمینه پژوهشدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
متن اصلی فارسی · بدون ترجمهٔ خودکاربازگشت به اثرآثار این شاعربررسی معنای ادبی ↓
خاقانی · دیوان اشعار

شمارهٔ ۱۴۱ - باز هم در مرثیهٔ خانوادهٔ خویش

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
بس وفا پرورد یاری داشتم
۲
بس به راحت روزگاری داشتم
۳
چشم بد دریافت کارم تیره کرد
۴
گرنه روشن روی کاری داشتم
۵
از لب و دندان من بدرود باد
۶
خوان آن سلوت که باری داشتم
۷
گنج دولت می‌شمردم لاجرم
۸
در هر انگشتی شماری داشتم
۹
خنده در لب گوئی اهلی داشتی
۱۰
گریه در بر گویم آری داشتم
۱۱
من نبودم بی‌دل و یار این چنین
۱۲
هم دلی هم یار غاری داشتم
۱۳
آن نه یار آن یادگار عمر
۱۴
بس به آئین یادگاری داشتم
۱۵
راز من بیگانه کس نشنیده بود
۱۶
کاشنا دل رازداری داشتم
۱۷
هرگز از هیچ اندهم انده نبود
۱۸
کز جهان انده گساری داشتم
۱۹
انده آن خوردم که بایستی مرا
۲۰
کاندر انده اختیاری داشتم
۲۱
آن دل دل کو که در میدان لهو
۲۲
از طرب دلدل سواری داشتم
۲۳
پیش کز بختم خزان غم رسید
۲۴
هم به باغ دل بهاری داشتم
۲۵
بارم انده ریخت بیخم غم شکست
۲۶
گرنه باری بیخ و باری داشتم
۲۷
نی بدم آتش ز من در من فتاد
۲۸
کاندرون دل شراری داشتم
۲۹
کس مرا باور ندارد کز نخست
۳۰
کار ساز و ساز کاری داشتم
۳۱
من ز بی‌یاری چو در خود بنگرم
۳۲
هم نپندارم که یاری داشتم

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.

از این شعر به پژوهش بروید

موضوع خود را وارد کنید؛ شاعر و اثرِ این شعر در محدوده باقی می‌مانند.