مسعود سعد سلمان · دیوان اشعار

شمارهٔ ۴

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
آگاه نیست آدمی از گشت روزگار
۲
شادان همی نشیند و غافل همی رود
۳
دل بستهٔ هواست گزیند ره هوا
۴
تن بندهٔ دل آمد و با دل همی رود
۵
هر باطلی که بیند گوید که هست حق
۶
حقی که رفت گوید باطل همی رود
۷
ماند بدانکه باشد بر کشتیی روان
۸
پندارد اوست ساکن و ساحل همی رود

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.