غزل شمارهٔ ۷
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
از دور بدیدم آن پری را
۲
آن رشک بتان آزری را
۳
در مغرب زلف عرض داده
۴
صد قافله ماه و مشتری را
۵
بر گوشهٔ عارض چو کافور
۶
برهم زده زلف عنبری را
۷
جزعش به کرشمه درنوشته
۸
صد تختهٔ تازه کافری را
۹
لعلش به ستیزه در نموده
۱۰
صد معجزهٔ پیمبری را
۱۱
تیر مژه بر کمان ابرو
۱۲
برکرده عتاب و داوری را
۱۳
بر دامن هجر و وصل بسته
۱۴
بدبختی و نیکاختری را
۱۵
ترسان ترسان به طنز گفتم
۱۶
آن مایهٔ حسن و دلبری را
۱۷
کز بهر خدای را کرایی؟
۱۸
گفتا به خدا که انوری را