انوری · دیوان اشعار

غزل شمارهٔ ۱۱

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
خه‌خه به نام ایزد آن روی کیست یارب
۲
آن سحر چشم و آن رخ آن زلف و خال و آن لب
۳
در وصف حسن آن لب ناهید چنگ مطرب
۴
بر چرخ حسن آن رخ خورشید برج کوکب
۵
مسرور عیش او را این عیش عادتی غم
۶
بیمار هجر او را این مرگ صورتی تب
۷
نقشی نگاشت خطش از مشک سوده بر گل
۸
دامن فکند زلفش بر روز روشن از شب
۹
دامیست چین زلفش عقل اندرو معلق
۱۰
جزعیست چشم شوخش سحر اندرو مرکب
۱۱
گه مشک می‌فشاند بر مه ز گرد موکب
۱۲
گه ماه می‌نگارد در ره ز نعل مرکب
۱۳
در پیش نور رویش گردون به دست حسرت
۱۴
بربست روی خود را بشکست نیش عقرب
۱۵
بردارد ار بخواهد زلف و رخش به یک ره
۱۶
ترتیب کفر وایمان آیین کیش و مذهب
۱۷
در من یزید وصلش جانی جوی نیرزد
۱۸
ای انوری چه لافی چندین ز قلب و قالب

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.