انوری · دیوان اشعار

غزل شمارهٔ ۲۵

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
ز عشق تو نهانم آشکارست
۲
ز وصل تو نصیبم انتظارست
۳
ز باغ وصل تو گل کی توان چید
۴
که آنجا گفتگوی از بهر خارست
۵
ولی در پای تو گشتم بدان بوی
۶
که عهدت همچو عشقم پایدارست
۷
دلم رفت و ز تو کاری نیامد
۸
مرا با این فضولی خود چه کارست
۹
چو گویم بوسه‌ای گویی که فردا
۱۰
کرا فردای گیتی در شمارست
۱۱
به بند روزگارم چند بندی
۱۲
سخن خود بیشتر در روزگارست
۱۳
به عهدم دست می‌گیری ولیکن
۱۴
که می‌گوید که پایت استوارست
۱۵
ترا با انوری زین گونه دستان
۱۶
نه یکبار و دوبارست و سه بارست

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.