غزل شمارهٔ ۲۷
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
یارب چه بلا که عشق یارست
۲
زو عقل به درد و جان فکارست
۳
دل برد و جمال کرد پنهان
۴
فریاد که ظلم آشکارست
۵
گر جان منست ازو به جانم
۶
من هیچ ندانم این چکارست
۷
ناید بر من خیال او هیچ
۸
وین هم ز خلاف روزگارست
۹
کارم چو نگار نیست با او
۱۰
زان بر رخ من ز خون نگارست
۱۱
زو هیچ شمار برنگیرم
۱۲
زیرا که جفاش بیشمارست