غزل شمارهٔ ۳۶
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
مرا دانی که بیتو حال چونست
۲
به هر مژگان هزاران قطره خونست
۳
تنم در بند هجر تو اسیرست
۴
دلم در دست عشق تو زبونست
۵
غم عشق تو در جان هیچ کم نیست
۶
چه جای کم که هر ساعت فزونست
۷
به وجهی خون همی بارم من از دل
۸
که در عشق توام غم رهنمونست
۹
اگر بخشود خواهی هرگز ای جان
۱۰
بر این دل جای بخشایش کنونست