غزل شمارهٔ ۴۸
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
مکن ای دل که عشق کار تو نیست
۲
بار خود را ببر که بار تو نیست
۳
مردی از عشق و در غم دگری
۴
گرچه این هم به اختیار تو نیست
۵
دیده راز تو فاش کرد ازآنک
۶
دیده در عشق رازدار تو نیست
۷
نوبهار آمد و جهان بشکفت
۸
زان ترا چه چو نوبهار تو نیست