انوری · دیوان اشعار

غزل شمارهٔ ۵۰

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
یار با من چون سر یاری نداشت
۲
ذره‌ای در دل وفاداری نداشت
۳
عاشقان بسیار دیدم در جهان
۴
هیچ‌کس کس را بدین خواری نداشت
۵
جان به ترک دل بگفت از بیم هجر
۶
طاقت چندین جگرخواری نداشت
۷
تا پدید آمد شراب عشق تو
۸
هیچ عاشق برگ هشیاری نداشت
۹
دل ز بی‌صبری همی زد لاف عشق
۱۰
گفت دارم صبر پنداری نداشت
۱۱
بار وصلش در جهان نگشاد کس
۱۲
کاندرو در هجر سرباری نداشت
۱۳
درد چشم من فزون شد بهر آنک
۱۴
توتیای از صبر پنداری نداشت

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.