غزل شمارهٔ ۶۱
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
یار گرد وفا نمیگردد
۲
حاجتی زو روا نمیگردد
۳
ما به گرد درش همی گردیم
۴
گرچه او گرد ما نمیگردد
۵
یک زمان صحبت جدایی یار
۶
از بر ما جدا نمیگردد
۷
هیچ شب نیست تا ز خون جگر
۸
بر سرم آسیا نمیگردد
۹
مبتلاام به عشق و کیست که او
۱۰
به غمش مبتلا نمیگردد