انوری · دیوان اشعار

غزل شمارهٔ ۶۴

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
عشق هر محنتی به روی آرد
۲
مکن ای دل گرت نمی‌خارد
۳
وز چه رویت همی شود غم عشق
۴
روی سرکش که روی این دارد
۵
دامن عافیت ز دست مده
۶
تا به دست بلات نسپارد
۷
گویی اندر کنار وصل شوم
۸
تا شوی گر فراق بگذارد
۹
وصل هم نازموده‌ای که به لطف
۱۰
خون بریزد که موی نازارد
۱۱
مردبینی که روز وصل چو شمع
۱۲
در تو می‌خندد اشک می‌بارد
۱۳
گیر کامروز وصل داغت کرد
۱۴
هجر داغ فراق باز آرد
۱۵
برگرفتم شمار عشق آن به
۱۶
که ترا از شمار نشمارد

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.