غزل شمارهٔ ۸۳
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
ای مانده من از جمال تو فرد
۲
هجران تو جفت محنتم کرد
۳
چشمیست مرا و صدهزار اشک
۴
جانیست مرا و یک جهان درد
۵
گردون کبودپوش کردست
۶
در هجر تو آفتاب من زرد
۷
در کار تو من هنوز گرمم
۸
هان تا نکنی دل از وفا سرد
۹
جفت غمم و خوشست آری
۱۰
اندی که منم ز درد تو فرد
۱۱
با منت چون تویی توان ساخت
۱۲
زهر غم چون تویی توان خورد