غزل شمارهٔ ۸۵
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
باز دستم به زیر سنگ آورد
۲
باز پای دلم به چنگ آورد
۳
برد لنگی به راهواری پیش
۴
پیش از بس که عذر لنگ آورد
۵
پای در صلح نانهاده هنوز
۶
ناز از سر گرفت و جنگ آورد
۷
چون گل از نارکی ز باد هوا
۸
چاک زد جامه باز و رنگ آورد
۹
خواب خرگوش داد یک چندم
۱۰
عاقبت عادت پلنگ آورد
۱۱
خوی تنگش به روزگار آخر
۱۲
بر دلم روزگار تنگ آورد
۱۳
انوری را چو نام و ننگ ببرد
۱۴
رفت و دعوی نام و ننگ آورد