غزل شمارهٔ ۱۱۹
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
عشق تو ز دل برید نتواند
۲
وصل تو به جان خرید نتواند
۳
روی تو اگر نه آفتاب آید
۴
چونست که درست دید نتواند
۵
طرفه شکریست آن لبان تو
۶
هر طوطی ازو مزید نتواند
۷
هرجا که تو دام زلف گستردی
۸
یک پشه ازو پرید نتواند
۹
خواهد که کند مر انوریت را
۱۰
تیغ غم تو شهید نتواند