غزل شمارهٔ ۱۵۲
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
یا وصل ترا عنایتی باید
۲
یا هجر ترا نهایتی باید
۳
صد سورهٔ هجر میفرو خوانی
۴
در شان وصال آیتی باید
۵
دل عمر به عشق میدهد رشوت
۶
آخر ز تو در حمایتی باید
۷
بوسی ندهی وگر طمع دارم
۸
گویی به بها ولایتی باید
۹
الحق به از این بها به نتوان جست
۱۰
در هر کاری کفایتی باید
۱۱
آخر ز تو در جهان پس از عمری
۱۲
جز جور و جفا حکایتی باید
۱۳
وانگه ز منت چه عیب میجویی
۱۴
جز مهر و وفا شکایتی باید
۱۵
در خون منی چرا نیندیشی
۱۶
کین دل شده را جنایتی باید