Research Contextدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
انوری · دیوان اشعار

غزل شمارهٔ ۱۶۳

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
ای غم تو جسم را جانی دگر
۲
جان نیابد چون تو جانانی دگر
۳
ای به زلف کافر تو عقل را
۴
هر زمانی تازه ایمانی دگر
۵
وی ز تیره غمزهٔ تو روح را
۶
هر دم اندر دیده پیکانی دگر
۷
نیست بر اثبات یزدان نزد عقل
۸
از تو بهتر هیچ برهانی دگر
۹
گر ببیند روی خوبت اهرمن
۱۰
بی‌گمان گوید که یزدانی دگر
۱۱
ای فرو برده به وصلت از طمع
۱۲
هر دلی بیهوده دندانی دگر
۱۳
وی برآورده ز عشقت در هوس
۱۴
هر کسی سر از گریبانی دگر
۱۵
نیست بیمار غم عشق ترا
۱۶
بهتر از درد تو درمانی دگر
۱۷
دل به فرمانت به ترک جان بگفت
۱۸
ای به از جان هست فرمانی دگر

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.