غزل شمارهٔ ۱۹۲
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
ای مسلمانان ز جان سیر آمدم
۲
بینگارم از جهان سیر آمدم
۳
گر نبودی جان که دیدی هجر او
۴
از وجود خود از آن سیر آمدم
۵
شادیی باید ز غم آخر مرا
۶
از غم آن دلستان سیر آمدم
۷
از دلم هرگز نپرسد آن نگار
۸
از مراعات زمان سیر آمدم
۹
گفتم از صفرا ز من سیر آمدی
۱۰
گفت آن کافر که هان سیر آمدم