غزل شمارهٔ ۲۰۰
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
درد دل هر زمان فزون دارم
۲
چه کنم بیوفاست دلدارم
۳
همه با من جفا کند لیکن
۴
به جفا هیچ ازو نیازارم
۵
بار اندوه و رنج محنت او
۶
بکشم زانکه دوستش دارم
۷
یاد وصلش کنم معاذالله
۸
کی بود این محل و مقدارم
۹
تا توانم حدیث هجرش کرد
۱۰
میرود صد هزار بیکارم
۱۱
گفته بودم کزو کنم درخواست
۱۲
تا نماید ز دور دیدارم
۱۳
این قدر التماس خود چه بود
۱۴
سالها شد که تا در آن کارم
۱۵
باورم میکنی به نعمت شاه
۱۶
کین قدر نیز هم نمییارم