غزل شمارهٔ ۲۰۸
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
گر عزیزم بر تو گر خوارم
۲
چه کنم دوستت همی دارم
۳
بر دلم گو غمت جهان بفروش
۴
با چنین صد غمت خریدارم
۵
سایه بر کار من نمیفکنی
۶
این چنین نور کی دهد کارم
۷
هیچ گل ناشکفته از وصلت
۸
هجر تا کی نهد به جان خارم
۹
گویمت جان من بیازاری
۱۰
ور تو جانم بری نیازارم
۱۱
خویشتن را بدین میار چو من
۱۲
خویشتن را بدان نمیآرم
۱۳
گویی ار جز خدای دارم و تو
۱۴
انوری از خدای بیزارم
۱۵
هم تو دانی که این چه دستانست
۱۶
رو که شیرین همی کنی کارم