Research Contextدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
انوری · دیوان اشعار

غزل شمارهٔ ۲۳۲

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
چه گویی با تو درگیرد که از بندی برون آیم
۲
غمی با تو فرو گویم دمی با تو برآسایم
۳
ندارم جای آن لیکن چو تو با من سخن گویی
۴
من بیچاره پندارم که از جایی همی آیم
۵
مرا گویی کزین آخر چه می‌جویی چه می‌جویم
۶
کمر تا از توبربندم فقع تا از تو بگشایم
۷
غمی دارم اگر خواهی بگویم با تو ورنه نه
۸
بدارم دست از این معنی همان دستی همی خایم
۹
به جان گر بوسه‌ای خواهم بده چون دل گرو داری
۱۰
مترس ارچه تهی‌دستم ولیکن پای برجایم
۱۱
اگر دستی نهم بر تو نهادم دست بر ملکی
۱۲
وگرنه بی‌تو تنگ آید همه آفاق در پایم
۱۳
فراقت هر زمان گوید که بگریز انوری رستی
۱۴
اگر می راستی خواهی چو هندو نیست پروایم

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.