غزل شمارهٔ ۲۴۸
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
ز من برگشتی ای دلبر دریغا روزگار من
۲
شکستی عهد من یکسر دریغا روزگار من
۳
دلم جفت عنا کردی به هجرم مبتلا کردی
۴
وفا کردم جفا کردی دریغا روزگار من
۵
دلم در عشق تو خون شد خروش من به گردون شد
۶
امید من دگرگون شد دریغا روزگار من
۷
تو با من دل دگر کردی به شهر و ده سمر کردی
۸
شدی بار دگر کردی دریغا روزگار من