Research Contextدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
انوری · دیوان اشعار

غزل شمارهٔ ۲۵۰

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
چو کرد خیمهٔ حسنت طناب خویش مکین
۲
خروش عمر برآمد ز آسمان و زمین
۳
جهانیان همه واله شدند و می‌گفتند
۴
یکی که کو تن و جان و یکی که کو دل و دین
۵
شگفت ماندم در بارگاه دولت تو
۶
از آنکه دیدم از این دیدهٔ حقیقت‌بین
۷
رواق حجرهٔ دل ساخت سمت بهر تو بخت
۸
براق روضهٔ جان کرد عقل بهر تو زین
۹
سؤال کردم دوش از خیال بوالعجبت
۱۰
که از چه حیله شوم زان دو لعل شکرچین
۱۱
چو یافت موی تو در کوی دلبری امکان
۱۲
چو یافت روی تو در راه عاشقی تمکین
۱۳
ز جزع حاصل در حال شد روان پیدا
۱۴
به جادوان حزین و به ساکنان حزین
۱۵
یکی به حیله همی گفت موسی آمد هان
۱۶
یکی به مرو همی گفت عیسی آمد هین

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.