Research Contextدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
انوری · دیوان اشعار

غزل شمارهٔ ۲۷۶

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
ای دوست به کام دشمنم کردی
۲
بردی دل و زان پسم جگر خوردی
۳
چون دست ز عشق بر سر آوردم
۴
از دست شدی و سر برآوردی
۵
آن دوستیی چنان بدان گرمی
۶
ای دوست چنین شود بدین سردی
۷
گفتم که چو روزگار برگردد
۸
تو نیز چو روزگار برگردی
۹
گفتی نکنم چنین معاذالله
۱۰
دیدی که به عاقبت چنان کردی
۱۱
در خورد تو نیست انوری آری
۱۲
لیکن به ضرورتش تو در خوردی

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.