غزل شمارهٔ ۲۸۱
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
بیدلم ای یار همچنان که تو دیدی
۲
دیده گهربار همچنان که تو دیدی
۳
در کف عشق تو جان ممتحن من
۴
هست گرفتار همچنان که تو دیدی
۵
وز گل رخسارت ای نگار سمنبر
۶
بهرهٔ من خار همچنان که تو دیدی
۷
کوژ چو چنگ تو همچو نالهٔ زیرست
۸
نالهٔ من زار همچنان که تو دیدی
۹
پرسی و گویی چگونهای تو چه گویم
۱۰
بیدل و بییار همچنان که تو دیدی