غزل شمارهٔ ۲۸۳
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
بدخویتری مگر خبر داری
۲
کامروز طراوتی دگر داری
۳
یا میدانی که با دل و چشمم
۴
پیوند و جمال بیشتر داری
۵
روزی که به دست ناز برخیزی
۶
دانم ز نیاز من خبر داری
۷
در پردهٔ دل چو هم تویی آخر
۸
از راز دلم چه پرده برداری
۹
گویی که از این پست وفادارم
۱۰
گویم به وفا و عهد اگر داری
۱۱
بر پای جهی که قصه کوته کن
۱۲
امشب سرما و دردسر داری
۱۳
ای آیت حسن جمله در شانت
۱۴
زین سورت عشوه صد ز بر داری
۱۵
دشنام دهی که انوری یارب
۱۶
چون طبع لطیف و شعر تر داری
۱۷
چتوان گفتن نه اولین داغست
۱۸
کز طعنه مرا تو در جگر داری