غزل شمارهٔ ۲۸۵
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
ما را تو به هر صفت که داری
۲
دل گم نکند ز دوستداری
۳
هردم به وفا یکی هزارم
۴
گرچه به جفا یکی هزاری
۵
هیچت غم هیچکس ندارد
۶
فرخ تو که هیچ غم نداری
۷
عمر از تو زیان و عشوه سودست
۸
معشوقه نیی که روزگاری
۹
پیراهن صبر عاشقان را
۱۰
شاید که ز غم قبا نداری
۱۱
گویم که ز دوری تو هستم
۱۲
دور از تو به صد هزار زاری
۱۳
گویی که مرا چه کار با آن
۱۴
احسنت و زهی سپیدکاری
۱۵
در پای غم تو خرد گشتم
۱۶
هم سرکشی و بزرگواری
۱۷
در سر داری مگر که هرگز
۱۸
دستی به سرم فرو نیاری
۱۹
خود از تو ندارد انوری چشم
۲۰
کاین قصه به گوش درگذاری