Research Contextدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
انوری · دیوان اشعار

غزل شمارهٔ ۲۸۷

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
گرفتم کز غم من غم نداری
۲
عفاک‌الله دروغی هم نداری
۳
به بند عشوه پایم بسته می‌دار
۴
کز این سرمایه باری کم نداری
۵
به دشنامی که دشمن را بگویند
۶
دلم در دوستی خرم نداری
۷
برو کاندر ستمکاری چو عالم
۸
نظیری در همه عالم نداری
۹
مرا گویی چو زین دستی که هستی
۱۰
چرا پای دلت محکم نداری
۱۱
جواب راست چون دانی که تلخ است
۱۲
لب شیرین چرا بر هم نداری
۱۳
دلم در دست تست آخر مرا نیز
۱۴
در این یک ماجرا محرم نداری
۱۵
بدیدم گرچه درد انوری را
۱۶
تویی مرهم تو هم مرهم نداری

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.