Research Contextدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
انوری · دیوان اشعار

غزل شمارهٔ ۳۱۴

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
دوستا گر دوستی گر دشمنی
۲
جان شیرین و جهان روشنی
۳
در سر کار تو کردم دین و دل
۴
انده جانست وان در می‌زنی
۵
برنیارم سر گرم در سرزنش
۶
ساعتی صد بار در پای افکنی
۷
تا همی دانی که در کار توام
۸
رغم را پیوسته در خون منی
۹
چند گویی خونت اندر گردنت
۱۰
بس به سر بیرون مشو گر کردنی
۱۱
با منت چندین چه باید کارزار
۱۲
چون مصاف من ببوسی بشکنی
۱۳
چون فلک با انوری توسن نگشت
۱۴
مردمی کن درگذر زین توسنی

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.