غزل شمارهٔ ۳۱۹
متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.
۱
ای روی تو آیت نکویی
۲
حسن تو کمال خوبرویی
۳
راتب شده عالم کهن را
۴
هردم ز تو فتنهای به نویی
۵
معروف لبت به تنگباری
۶
چونان که دلت به تنگخویی
۷
بردی دل و در کمین جانی
۸
یارب تو از این همه چه جویی
۹
گویی شب وصل با تو گویم
۱۰
الحق تو کنی خود آنچه گویی
۱۱
در کوی غمت به جان رسیدم
۱۲
گفتم تو کجا و در چه کویی
۱۳
گفتا بدو روزه غیبت آخر
۱۴
تا چند ز یک سخن که گویی
۱۵
من هم به جوار زلف آنم
۱۶
کز عشوه تو در جوال اویی