Research Contextدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
انوری · دیوان اشعار

قصیدهٔ شمارهٔ ۶۱ - تقاضای تشریف از مخدوم

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
ای خداوندی که هرکه از طاعتت سربرکشد
۲
روزگارش خط خذلان تا ابد بر سر کشد
۳
گر سموم قعر تو بر موج دریا بگذرد
۴
جاودان از قهر دریا باد خاکستر کشد
۵
ور نسیم لطف تو بر شعلهٔ دوزخ وزد
۶
دلو چرخ از دوزخ آب زمزم و کوثر کشد
۷
رونق عالم تصرفهای کلکت می‌دهد
۸
ورنه تاثیر حوادث خط به عالم درکشد
۹
بر مسیر کلک تو ترتیب عالم واجبست
۱۰
تا به استحقاقش اندر سلک نفع و ضر کشد
۱۱
تیر گردون کیست باری در همه روی زمین
۱۲
کو به دیوان قدر یک حرف بر دفتر کشد
۱۳
گر ز بهر تیر شه گلبن کند پیکان رواست
۱۴
بید باری کیست کاندر باغ شه خنجر کشد
۱۵
صاحبا گر بنده را تشریف خاصت آرزوست
۱۶
تا بدان دامن ز جیب آسمان برتر کشد
۱۷
کیست آخر کو نخواهد کز پی تشریف تو
۱۸
ذیل تاریخ شرف در عرصهٔ محشر کشد
۱۹
آسمان را گر نوید جامهٔ سگبان دهی
۲۰
در زمان ذراعهٔ پیروزه از سر برکشد
۲۱
تا عروس بوستان را دست انصاف بهار
۲۲
از ره مشاطگی در حیله و زیور کشد
۲۳
رونق بستان عمرت باد تا این شعر هست
۲۴
کابر آذاری همی در بوستان لشکر کشد

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.