اوحدی · دیوان اشعار

غزل شمارهٔ ۱

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
ماییم و سرکویی، پر فتنهٔ ناپیدا
۲
آسوده درو والا، آهسته درو شیدا
۳
در وی سر سرجویان گردان شده از گردن
۴
در وی دل جانبازان تنها شده از تنها
۵
بر لالهٔ بستانش مجنون شده صد لیلی
۶
بر ماه شبستانش وامق شده صد عذرا
۷
خوانیست درین خانه، گسترده به خون دل
۸
لوزینهٔ او وحشت، پالودهٔ او سودا
۹
با نقد خریدارش آینده خه از رفته
۱۰
با نسیهٔ بازارش امروز پس از فردا
۱۱
گر کوی مغانست این؟ چندین چه فغانست این؟
۱۲
زین چند و چرا بگذر، تا فرد شوی یکتا
۱۳
رسوایی فرق خود در فوطهٔ زرق خود
۱۴
کم‌پوش، که خواهد شد پوشیدهٔ ما رسوا
۱۵
گر زانکه ندانستی، برخیز و طلب می‌کن
۱۶
ور زانکه بدانستی، این راز مکن پیدا
۱۷
ای اوحدی، ار دریا گردی، مکن این شورش
۱۸
زیرا که پس از شورش گوهر ندهد دریا

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.