اوحدی · دیوان اشعار

غزل شمارهٔ ۱۱

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
بر قتل چون منی چه گماری رقیب را؟
۲
ای در جهان غریب، مسوز این غریب را
۳
دورم همی کنند ادیبان ز پیش تو
۴
ای حورزاده، عشق بیاموز ادیب را
۵
روی تو گر ز دور ببیند خطیب شهر
۶
دیگر حضور قلب نباشد خطیب را
۷
ترسا گر آن دو زلف چو زنار بنگرد
۸
در حال همچو عود بسوزد صلیب را
۹
ما دوست را به دنیی و عقبی نمی‌دهیم
۱۰
زنهار! کس چگونه فروشد حبیب را
۱۱
از من مدار چشم خموشی، که وقت گل
۱۲
مشکل کسی خموش کند عندلیب را
۱۳
همرنگ اوحدی شود اندر جهان به عشق
۱۴
هر کس که او نگه کند این رنگ و طیب را

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.