اوحدی · دیوان اشعار

غزل شمارهٔ ۵۰

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
نوبهارست و دل پر هوس و بادهٔ ناب
۲
حبذا روی نگار و لب کشت و سر آب
۳
صبح برخیز و بر گل به صبوحی بنشین
۴
چون به آواز خوش مرغ درآیی از خواب
۵
عیش نیکوست کسی را که تواند کردن
۶
ای توانای خردمند، چه داری؟ دریاب
۷
اگر آن زلف تو در بردن عقل از همه روی
۸
وی لب تو در غارت دین از همه باب
۹
کافران روی به محراب نکردند، ولی
۱۰
بکنند ار خم ابروی تو باشد محراب
۱۱
اوحدی پیش تو صد نامه فرستاد از شوق
۱۲
که نه آثار وفا دید و نه ایثار جواب

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.