Research Contextدر حال بازیابی مسیر پژوهش…
اوحدی · دیوان اشعار

غزل شمارهٔ ۸۳

متن شعر در مرکز صفحه؛ ابزار پژوهش در صورت نیاز در دسترس است.

۱
مدتی شد تا دل ما صورت آن سرو راست
۲
دوست میدارد، ولیکن زهرهٔ گفتن کراست؟
۳
روی او در حسن چون ما هست، می‌گویم تمام
۴
قد او در لطف چون سروست، بنمودیم راست
۵
گر زبان در کام من شیرین شود چون نام او
۶
بر زبانم رانم، سرم در معرض اندیشهاست
۷
ای زبان، بگذر، که نام پاک او از بس شرف
۸
در ضمیرم گر بگردد، هم نپندارم رواست
۹
اوحدی گر مهر او ورزی،بنه گردن به جور
۱۰
بیدقی را زودتر باید زدن کوشاه خواست
۱۱
عاشق و درویشی اینجا، در دعا و صبر کوش
۱۲
چارهٔ عاشق صبوری، کار درویشان دعاست

دانش و پژوهش این شعر

بررسی‌نشده
۰ ارتباط تأییدشده۰ پیش‌نویس۰ نیازمند تصمیم۰ موجودیت مرتبط
هنوز ارتباط پژوهشی برای این شعر ثبت نشده است.